دو شنبه 04 بهمن 1400
   English     فارسی
درس‌هاي فاجعه 30 دي خيابان جمهوري براي مديران شهر و مالکان ساختمان‌ها

در اولين گزارش تحقيقاتي از فاجعه پلاسکو مطرح شد:

نقاط کور مديريت بحران/ جاي خالي نهادي مستقل به نام«پليس ساختمان» در صنعت ساخت و ساز

اولين گزارش تحقيقاتي-کارشناسي از فاجعه پلاسکو، با تاکيد بر «شناسايي نقاط کور مديريت بحران» به‌منظور «پيشگيري از بروز حوادث مشابه» منتشر شد. نتايج کالبد شکافي از دو زاويه «قبل از حادثه» و «زمان عمليات امداد و نجات» نشان مي‌دهد شکل پرريسک استفاده از ساختمان، در کنار نواقص تجهيزات اطفاي حريق در گسترش آتش‌سوزي موثر بوده است. نقاط کور مديريت بحران/ جاي خالي نهادي مستقل به نام«پليس ساختمان»

همچنين خلأ امکانات و تخصص ناکافي در آواربرداري، يک ضعف عمده در عمليات مهار حوادث غيرمترقبه به حساب مي‌آيد. دبير کارگروه مخاطرات شهر تهران، خواستار 7 اقدام فوري براي تعيين تکليف ساختمان‌هاي پرخطر شد.

 

پس از انتشار دو گزارش نظارتي که از سوي شهرداري و وزارت کشور تهيه شده بود، اولين گزارش تحقيقي-کارشناسي از حادثه فروريزش ساختمان پلاسکو، با تاکيد بر «نقاط کور مديريت بحران تهران» و «درس‌هاي فاجعه 30 دي خيابان جمهوري براي مديران شهر و مالکان ساختمان‌ها»، منتشر شد. جزئيات اين گزارش مکتوب که از سوي دبير کارگروه مخاطرات شهر تهران تهيه شده است، نشان مي‌دهد: آتش‌سوزي مرگبار و پرخسارت برج پلاسکو، اگر چه از حريق جزئي در يک طبقه از اين سازه 17 طبقه، شروع شد، اما 4 نوع ايراد شاخص مربوط به «وضعيت و شکل استفاده ساختمان» و همچنين «عمليات امداد و نجات» باعث شد تحت تاثير مجموعه‌اي از ضعف‌ها و نواقص در دو حوزه «پيشگيري» و «مهار» حريق، فاجعه تلخ انساني آوار پلاسکو، رقم بخورد. تحقيقات صورت گرفته، مشخص مي‌کند: «خلأ تجهيزات اطفاي حريق و غير قابل استفاده بودن کپسول‌هاي آتش‌نشاني موجود در ساختمان»، «تبديل برخي بخش‌هاي ساختمان به کاربري‌هاي پرريسک همچون دپوي البسه»، «نبود فضاي آزاد در اطراف محل حادثه تحت تاثير المان‌هاي شهري» و در نهايت، «عدم تخصص کافي در آواربرداري ساختمان‌هاي بلند»، 4 اشکال شناسايي شده مرتبط با حادثه پلاسکو است که عينا مي‌تواند در حجم قابل توجهي از ساختمان‌هاي موجود شهر تهران، مستتر باشد و هنگام بروز حوادث غيرمترقبه و انسان‌ساز، بحراني مشابه را رقم بزند. دکتر علي بيت‌اللهي دبير کارگروه مخاطرات زلزله، لغزش لايه‌هاي زمين، ابنيه و شهرسازي شهر تهران در جمع‌بندي از يافته‌هاي خود، ضمن هشدار بابت تبعات «برخورد سياسي، رفتار نوساني مديران مسول شهر و همچنين زودفراموشي تب پيگيري حادثه پلاسکو» اعلام کرده است: مجموعه مديران شهر، مديريت بحران و همچنين مالکان و بهره‌برداران ساختمان‌هاي پرريسک شامل مراکز تجاري، بيمارستان‌ها و مدارس به‌عنوان سازه‌هايي که کمتر درباره شدت آسيب‌پذيري آنها در برابر زلزله و آتش‌سوزي، صحبت مي‌شود، بايد از حادثه اتفاق افتاده، در جهت افزايش ضريب ايمني شهر، بهره‌برداري موثر انجام دهند.

نتايج اين تحقيق، حاوي 7 سرمشق از پلاسکو براي مجموعه مديران شهر و عوامل ساختمان‌هاي پرريسک است که در قالب آن، بايد اقدامات 7 گانه آن هم به فوريت، براي کاهش احتمال بروز حوادثي مشابه، صورت بگيرد.

اولين گام فوري، رفتارشناسي پايتخت‌نشين‌ها توسط مديران بحران شهر از بابت «تخمين درک عموم افراد از خطر حريق و حوادث غيرمترقبه» است که در اين مسير، بايد از نظريه‌هاي جديد افزايش درک خطر که بر «ارزش‌هاي فردي و اجتماعي» براي القاي ابعاد واقعي خطرات، متمرکز است، براي اصلاح رفتار بخصوص در زمان بروز حادثه و عمليات امداد و نجات،‌ استفاده شود. گام دوم، تست ايمني اماکن عمومي پرتردد توسط مسولان شهر است. استقرار سيستم مديريت بحران اماکن در تک تک ساختمان‌هاي پرخطر براي تقويت واکنش اضطراري و تجهيز ساکنان به توانايي خودامدادي، تشکيل پليس ساختمان در اين نوع ساختمان‌ها براي ارزيابي مستمر و کاهش درجه آسيب‌پذيري، اجراي بيمه اجباري ساختمان‌ها،‌ اطلاع‌رساني واحد و غيرپراکنده در زمان عمليات نجات و همچنين اختصاص بخشي از منابع دولتي و عمومي به امور پيشگيري از حريق به جاي خرج چندين برابري منابع براي اطفاي حريق، گام‌هاي فوري براي عايق‌بندي شهر در برابر «آتش‌سوزي» به‌عنوان يک مخاطره ثانويه ناشي از بزرگترين تهديد پيش‌روي تهران -زلزله- است. متن کامل گزارش دکتر بيت‌اللهي با عنوان «درس‌هايي از پلاسکو» به شرح زير است: در ساعت 11:33 ظهر پنج‌شنبه سي‌ام دي ماه سال 95 ساختمان پلاسکو تهران، در تقاطع فردوسي و جمهوري در منطقه 12 شهرداري، فروريخت. در اين حادثه که در پي بروز آتش‌سوزي در طبقه دهم و گوشه شمال غربي ساختمان اتفاق افتاد، کل سازه برج پلاسکو فروريخت و متاسفانه تعدادي از نيروهاي آتش‌نشان و مردم عادي در زير آوار مدفون شدند. المان‌هاي شهري در محل حادثه شامل چند مرکز تجاري، سفارتخانه‌ها، مدرسه، بيمارستان و پمپ بنزين بوده که در بافت فرسوده شهر تهران با معابر تنگ جا داشتند.

اين ساختمان با اسکلت تمام فولادي بود که نماي بيروني آن هم داراي کلاف‌کشي فولادي بوده است. کاربري اين ساختمان، تجاري بوده و اغلب فضاهاي آن به صنف پوشاک تعلق داشته است. در طبقات پايين‌تر فروشندگي‌هاي لباس و در طبقات بالاتر توليدي‌ها و کارگاه‌هاي پوشاک مشغول فعاليت بوده‌اند. اسکلت تمام فلزي اين سازه در برابر حريق محافظت نشده بود و لايه يا پوشش محافظي روي المان‌هاي فولادي براي ممانعت يا کاهش اثرات تغييرات دمايي وجود نداشته است و همين امر حساسيت بالاي المان‌هاي فلزي در برابر آتش را موجب شده است. از سوي ديگر سيستم اطفاي حريق در اين ساختمان وجود نداشته است. با توجه به اين نکته که در سازه‌هاي اسکلت فولادي، ضعف در برابر آتش‌سوزي وجود دارد و دليل آن کاهش شديد مقاومت (بالغ بر 50 درصد) سازه‌هاي فولادي تحت اثرات افزايش دماست، رفتار تخريبي اين ساختمان‌ها در برابر آتش قابل توجيه است.

نبود سيستم اطفاي حريق در ساختمان (امري که در تمامي ساختمان‌هاي با چنين کاربري‌هايي الزامي است) و نبود کپسول‌هاي آتش‌نشاني آماده کار در توليدي‌ها، بزرگ‌ترين ضربه را در اين حادثه بر پيکر اين ساختمان وارد آورد؛ چرا که در صورت وجود سيستم اطفاي حريق خودکار و توسط کپسول‌هاي آتش‌نشاني، آتش در همان دقايق ابتدايي خاموش مي‌شد. متاسفانه در اين رابطه فقط به تذکر و حداکثر نصب کپسول‌هاي آتش‌نشاني که قطعا پاسخگوي چنين ساختمان‌هايي نيست، بسنده کرده‌اند. عدم آموزش صحيح ساکنان و مسوولان تاسيسات ساختمان که در موقع حريق چه بايد بکنند نيز مي‌تواند به‌عنوان عاملي در بروز اين رخداد تلقي شود. اطلاعات اوليه حاکي از سردرگمي مردم در اين ساختمان بوده به نحوي که حتي کار براي تيم آتش‌نشاني و امدادي را بسيار پيچيده و مشکل کرده است.

اماکن تجاري يکي از مهم‌ترين مراکز شهري محسوب مي‌شود که به دليل ويژگي‌هاي خاص نظير: تراکم جمعيتي، وجود انبارها و انباشت سرمايه‌‌هاي اقتصادي و نيز تاثيرگذاري آن بر اقتصاد شهري، اهميت ويژه‌اي دارد که در صورت بروز مخاطرات طبيعي و انسان‌ساز آسيب‌پذيري بسيار زيادي دارند و از مراکز بســيار خطرپذير نســبت به ساير مراکز هستند؛ بنابراين ضرورت استقرار سيستم مديريت بحران در اين مراکز مشهود و غيرقابل انکار است که متاسفانه توجه جدي به اين قبيل از ضرورت‌ها به جز در مواقع رخداد حادثه صورت نمي‌پذيرد.

هدف از استقرار ستاد مديريت بحران در اين اماکن، ايجاد آمادگي مواجهه با حوادث طبيعي در مردم، جلوگيري از افزايش خسارات جاني و مالي در ساعات اوليه پس از وقوع حوادث، همكاري اثر بخش با سازمان‌هاي واكنـش اضطراري، جـلوگـيري از بـروز بي‌نظمي و هرج و مرج هنگام بروز حوادث و افزايش فرهنگ ايمني خودامدادي و دگرامدادي در ميان شهروندان است؛ بنابراين به‌عنوان يکي از مهم‌ترين درس‌هاي اين حادثه ضرورت توجه به استقرار مديريت بحران ذيل مجموعه مديريت ساختماني در اين اماکن است که متاسفانه تاکنون اين مهم تحقق نيافته است. در هر حال آنچه در ساختمان پلاسکو تهران رخ داد، سانحه‌اي در ظاهر در ابعاد يک ساختمان اما با ابعاد بسيار گسترده از تلفات جاني و خسارت‌هاي اقتصادي است که اقدامات امداد و نجات خاص و ويژه‌اي را تاکنون به خود اختصاص داده است و در واقع يک حادثه انسان‌ساز پيچيده را رقم زد که اقدامات امدادي آن به طول انجاميد. اين حادثه درس‌هاي بسيار بزرگي را از جنبه‌هاي مختلف به همراه داشـت که مي‌تواند براي مديريت بهينه بحران در اماکن مهم تجاري دستاوردهاي مهمي داشته باشد که به‌صورت بسيار خلاصه و اجمالي به آن اشاره مي‌شود:

اين قبيل ساختمان‌ها به‌دليل کثرت مراجعان مهم بوده و مشغله‌هاي کثير کسبه و مالکان معمولا فرصت توجه جدي به سيستم‌هاي ايمني ساختمان، ارزيابي مقاومت ساختمان در برابر زلزله و مواردي از اين قبيل را مي‌گيرد. لازم است مسوولان شهري طي برنامه مدت‌دار معين ساختمان‌هاي مهم و آسيب‌پذير شهري را شناسايي و اولويت‌بندي و طي برنامه عملياتي تعريف شده‌اي اقدامات ضروري براي کاهش ريسک مخاطرات طبيعي و انسان‌ساز را به‌عمل آورده و نتايج را به نهادهاي مرجع گزارش دهند. به نظر مي‌رسد رفتارشناسي عموم مردم در اين رخدادها نيازمند تحقيق و بررسي بيشتر است که اهميت بسيار زيادي نيز دارد؛ چراکه مردم نقش بسيار زيادي در امداد و نجات در اين حوادث دارند و مي‌توانند با آموزش‌هاي لازم و هدفمند جزو امدادگران اوليه در اين حوادث باشند. در اين حادثه رفتارهاي متفاوتي از مردم بروز نمود که هم شامل کسبه و مالکان اين ساختمان و هم شامل افرادي است که در محل حادثه و در محدوده اين ساختمان حضور داشتند. لازم است رفتارها مورد بررسي و آسيب‌شناسي قرار گيرد.

از مهم‌ترين مشغله‌هاي محققان، کارشناسان و مديران بحران از گذشته تا به حال، متقاعد کردن مردم براي اجرايي کردن اقدامات پيشگيرانه براي کاهش خطرات است. پيش‌تر توجه زيادي به موضوع درک و برداشت افراد از خطر و تاثير آن بر اقدامات آمادگي افراد در برابر بحران‌ها بوده است که موضوع تحقيقات علمي را به خود اختصاص ‌داده است. به اين ترتيب که درک افراد از خطرات در مواقعي پايين‌تر از ميزان واقعي خطرات است و بنابراين تا افراد درکشان از خطر با خطر واقعي هماهنگ نشود، نمي‌توان انتظار داشت که آنها کاهش خطرات را جدي بگيرند. بنابراين تمرکز آموزش عمومي بيشتر روي کاهش مخاطرات از طريق اصلاح درک افراد از خطرات بوده است. در حال حاضر و در نظريه‌‌هاي جديد، تمرکز آموزش عمومي از موضوع «درک خطر» به سمت «ارزش‌ها» تغيير يافته است. در اين نظريه، تمرکز پيام‌هاي آموزش عمومي در مورد کاهش خطرات روي «ارزش‌هاي فردي» و «اجتماعي» است. بر اين اساس، اگر افراد ارزش‌هاي فردي و اجتماعي خود را در خطر ببينند، اقدامات جدي‌تري براي کاهش خطرات انجام مي‌دهند. مردم غالبا آگاهي لازم از خطر را دارند، اما بايد انگيزه‌هاي آنها براي اينکه در برابر خطرات آماده شوند، افزايش پيدا کند. در حادثه ساختمان پلاسکو به نظر مي‌رسد دو جنبه عدم درک صحيح از خطر و نيز عدم توجه به ارزش‌‌هاي فردي و اجتماعي، سبب بروز رفتارهاي ناهنجار از قبيل عدم ترک محل مالکان و کسبه واحدهاي تجاري با وجود اخطارهاي سازمان‌هاي متولي در زمان اعلان اخــطاريه و نيز عدم ترک محل با تذکرات آتش‌نشانان و امدادگران در زمان حادثه و نيز عدم همکاري مردمي‌که در محل حادثه حضور يافته بودند، شده است.

 

يکي از معضلات بسيار مهم در زمان وقوع بحران، بروز شايعات و اخبار ناموثق است که مي‌تواند روند اقدامات مديريت بحران را با مشکل مواجه کند. اين مشکل معمولا در زمان وقوع بحران در غالب کشورهاي دنيا بروز مي‌کند‌ که بايد با مديريت صحيح اطلاعات در زمان بحران مديريت شود. در حادثه ساختمان پلاسکو نيز شايعات مختلفي به ويژه در شبکه‌هاي مجازي پخش شد که به نظر مي‌‌رسد بايد تدابير لازم براي بحران‌هاي بعدي در اين خصوص انديشيده شود.

در کشورهاي پيشرفته بيمه حوادث جايگاه ويژه‌اي يافته و اين موضوع نگراني‌هاي افراد را براي از دست دادن دارايي‌ها هنگام وقوع بحران‌ها تا حدود زيادي کاهش داده است. در حادثه اخير براساس اخبار انتشار يافته، از 560 واحد تجاري اين ساختمان، تنها 100 واحد تحت پوشش بيمه بودند. به نظر مي‌رسد مالکان واحدهاي تجاري اهميت بيمه را مد نظر قرار نداده بودند و اين مهم بايد براي اماکن تجاري مد نظر قرار گيرد. امر بيمه علاوه بر صاحبان مشاغل در مورد ساختمان‌ها نيز بايد به‌طور جدي جاري شود. به‌نظر مي‌رسد تدبير بيمه ساختمان، خودبه‌خود، موجب ارتقاي کيفيت ساخت خواهد شد که البته لازم است در اين زمينه به توانايي شرکت‌هاي بيمه براي پرداخت خسارت‌ها و انجام مسووليت‌هايي که بر عهده مي‌گيرند توجه شود. مهم‌‌ترين مساله در مرحله پاسخ و مقابله در فرآيند مديريت بحران، موضوع امداد و نجات و جست‌وجو است و در حادثه اخير مشکلات و موارد زير در اين خصوص مورد تامل است:

- مشکلات تخليه و تردد مالکان و کسبه براي نگراني از اموال و دارايي

- نبود راه‌هاي مناسب براي تخليه

- نبود سيستم مناسب اطفاي حريق

- قديمي بودن ساختمان و نبود استانداردها

- برآورد و ارزيابي نامناسب از ابعاد حادثه

- نبود امکانات مناسب و تخصص مناسب و کافي براي آواربرداري

- حجم وسيع آوار و نبود فضاي کافي براي آواربرداري

- عدم استقرار مديريت بحران و نبود آموزش‌هاي لازم مديريت بحران در اماکن تجاري

- دپوي مواد اشتعال‌زا در ساختمان و تغيير کاربري برخي از طبقات ساختمان

- تمرکز اقدامات بر پاسخ و نبود برنامه‌هاي پيشگيري و آمادگي

ذکر اين نکته ضرورت دارد که در رخداد زلزله، چنانچه تجربه زلزله‌هاي بزرگ در کشورهاي مختلف در محيط‌هاي شهري بزرگ نشان مي‌دهد، آتش‌سوزي‌ها، به‌عنوان يک مخاطره ثانويه تهديدکننده، که گاه خسارت‌هاي آن از خسارت زلزله روي داده نيز فزون‌تر مي‌شود، رخ خواهند داد. اين امر در رخداد زلزله احتمالي شهر تهران نيز متصور است و دور از ذهن نيست. در حادثه پلاسکو، در اقوال عموم مردم به‌طور متواتر شنيده مي‌شد که اگر زلزله بيايد چه بايد کرد؟ و نگاه‌ها با يک آينده نگري هوشمندانه‌اي به‌سوي رخداد زلزله و حوادث جانبي بس گسترده‌تر آن بود. اينکه آمادگي ما و ظرفيت‌هاي مديريت بحران در حوادث بزرگ‌تر چگونه باشد نيازمند تلاش شبانه‌روزي، نيازمند بي‌خوابي کشيدن‌ها و کار کردن ها، نيازمند هم‌افزايي و تفاهم و دوري از استفاده‌هاي سياسي و جناحي است. کاري که تجربه کشورهاي موفق، نتايج مفيد و ژرف آن را به‌وضوح نشان داده و ما بايد درس مان را خوب ياد گرفته باشيم. حادثه شهران يادتان مي‌آيد؟ چه شد درس‌هايي که بايد ياد مي‌گرفتيم؟ حادثه سيل سيجان يادتان مي‌آيد؟ چه کاري کرديم؟ اقدامي پيشگيرانه کرديم يا فراموش کرديم و رفت؟ بپذيريم که زود فراموش مي‌کنيم و بعد از فروکش کردن تب و تاب هيجانات و توجهات، درسي فرا نمي‌گيريم يا اگر گرفتيم در انبوه کاغذبازي‌ها و گيرودارها و کندکاري‌ها فراموششان مي‌کنيم. بزرگ‌ترين انتقاد ما، رفتار نوساني و متناسب «با زمان رخداد حوادث» نزد مديران و مسوولان اجرايي و عزيزاني است که اهرم‌هاي مالي و اجرايي در يد اختيارشان است. به‌طور کلي رفتار مديريتي ما مديريت بحراني است (هر چند که در اين حوادث گاه و بيگاه بحران مديريت را نيز شاهديم). يعني ما آمادگي آن را داريم که انبوهي از سرمايه را براي مقابله با حادثه رخ داده هزينه کنيم و ليکن رغبتي براي پيشگيري از رخداد حوادث ظاهرا به اين دليل که «حس نمي‌کنيم» يا اينکه کارهاي پيشگيرانه به آن دليل که معمولا «روباني براي قيچي کردن ندارند»، چندان مورد توجه قرار نمي‌گيرند، اما وقتي حادثه‌اي رخ مي‌دهد به‌ناچار و در ميداني که همه هم «مي‌بينند»، ميدان‌داري مي‌کنيم و هزينه پشت هزينه، خرج پشت خرج. بايد پذيرفت که چنين مديريتي در دنياي کنوني به هيچ‌وجه پذيرفتني نيست و‌اي بسا و اي کاش، تجربه حادثه پلاسکو و جانبازي‌ها و رشادت‌هاي آتش‌نشانان ما، باعث و باني تغيير در نگرش مديريت کلان شهري و ملي شود. در همين رابطه و با هدف اقدام پيشگيرانه براي جلوگيري از رخداد حوادث مشابه پلاسکو چند کار ملموس و مهم و ضروري و قابل اندازه‌گيري را پيشنهاد مي‌کنيم:

1- اماکن عمومي شهر تهران بر اساس کيفيت ايمني تاسيساتي و آتش اولويت بندي و اقدام اجرايي براي تجهيز 20 ساختمان اولويت‌دار (از نظر قرار داشتن در حريم گسل‌ها و بافت فرسوده، اندازه ساختمان، قدمت، تعداد جمعيت شاغل يا متغير، نوع اجناس موجود و...) در يک مدت حداکثر 4 تا 6 ماهه انجام پذيرد و نتايج آن به‌طور کاملا شفاف به اطلاع عموم رسانده شود.

2- وضعيت بيمارستان‌ها و مدارس (به‌ويژه ساختمان‌هاي قديمي بيمارستان‌ها و مدارس) از نظر تاسيساتي و حريق و بر اساس اولويت‌بندي مکاني لرزه‌اي و وضعيت موجود، ارزيابي و در يک برنامه زمان‌بندي 6 ماهه اقدامات در جهت رفع نقايص صورت پذيرد و نتايج آن به اطلاع همگان رسانده شود.

3- اقدامات ستادي و قانوني درخصوص ارتقاي ايمني ساختمان‌هاي مسکوني بزرگ نظير برج‌هاي مسکوني صورت پذيرفته و خلأ‌هاي قانوني برطرف شود (در يک مدتي که موجب فراموشي نشود!) و در ساختمان‌هاي مسکوني اولويت دار نيز تمهيدات ايمني اجرايي شود.

4- ما در کشور براي ارزيابي‌هاي مستمر ساختمان‌هاي موجود از حيث ايمني و آسيب‌پذيري، به‌شدت نيازمند نهادي با عنوان «پليس ساختمان» هستيم (يا نهادي مشابه اين نام). ساختمان‌هاي موجود از نظر رسيدگي‌ها و ارزيابي‌ها «رها شده» و انجام هر کاري در داخل آنها مجاز است، عدم رسيدگي و بازرسي‌ها در تجهيزات الکتريکي، موتورخانه، سيستم هشدار و اطفاي حريق، وضعيت آسيب پذيري لرزه اي، دستکاري در اجزاي سازه‌اي و... موجب شده در برخي از ساختمان‌ها و به‌ويژه در تعدادي از سازه‌هاي تجاري مشابه برج پلاسکو، با وضعيت اسفناک و بس تهديد آميزي مواجه شويم. براي کنترل و نظارت بر کيفيت المان‌هاي مختلف سازه‌اي، غير سازه‌اي، تاسيساتي، حريق و... چنين اماکني، خلأ نهادي اين چنيني (پليس ساختمان) را حس مي‌کنيم و ضرورت جدي دارد ظرف مدت معيني اقدام قانوني از سوي نهادهاي قانونگذار نظير مجلس يا ساير نهادهاي مرتبط، براي تاسيس آن شروع شود

 


1395/11/19

XML document must have a top level element.
-1072896680
xml menu failed to load