English     فارسی
همنشيني نماهاي ساختماني؛ آفرينش وحدت عين کثرت

مـنـــــــبـع : مجله معماري و فرهنگ ـ سال چهاردهم ـ شماره پنجاه و يکم ـ نوشته مرجان بابايي

اتود

 
 
 

 

کل و جزء:

نحوه نگرش معماري نسبت به کل و جزء تعيين کننده بخشي مهم از کيفيات فضاي شهري است. بر اين مبنا ديدگاه هاي مختلفي وجود دارند. برخي، نماي ساختمان ها (به عنوان اجزا) را بدون در نظر گرفتن جداره هاي شهري (به عنوان کل) طراحي مي کنند و کيفيت کل را عاملي ثانويه مي انگاراند که پس از اتمام شکل گيري اجزا و همنشيني آن ها در کنار يکديگر به وجود مي آيد. اين درحالي است که کل چيزي بيش از جمع جبري اجزا است. پسنديده ترين و بهترين مکان ها، جاهايي هستند که داراي روحيه اي منسجم و نافذ بوده و مجموعه ساختمان ها در کنار هم تأثيري بيش از يکايک اجزاي تشکيل دهنده آن داشته باشند(هدمن و يازوسکي،17:1384).

توجه به ساختمان به عنوان جزئي از يک کل، که در عين استقلال نسبي، هماهنگي لازم با ساير اجزا را دارد، سبب مي شود که همنشيني ساختمان ها در کنار يکديگر کيفيت جديدي بيافريند که سبب درک يک فضاي شهري به عنوان يک کل منسجم شود.اما نبايد فراموش کرد که منظور از ايجاد يک کل منسجم، ناديده انگاشتن ارزش هاي منفرد و منحصر به فرد ساختمان، به عنوان جزئي از اين کل نيست. هر ساختمان، در عين دارا بودن ويژگي هاي متمايز کننده و مستقل از ساير ساختمان ها، قابليت برقراري ارتباط با ديگر بناها را نيز دارد. اين ارتباط بصري از طريق تناسبات پنجره ها، محل قرارگيري در ورودي، عناصر تزييني، سبک، مصالح و خط بام ساختمان ها قابل تأمين است، اما يک ساختمان براي تناسب با زمينه و تقويت وحدت بصري نيازي به تقليد دقيق شکل و فرم ساختمان هاي مجاور ندارد، بلکه بايد ويژگي هاي مشترک و اساسي معيني داشته باشد (هدمن و يازوسکي،15:1384).

به عبارت بهتر، لزوم توجه به کيفيت هماهنگي در فضاي شهري مستلزم اين نيست که خلاقيت معمارانه و يکتايي ساختمان کاملاً از بين برود. اما خلاقيت در تعريف جزء نبايد کيفيت کل را تحت الشعاع قرار دهد. از اين رو، تعريف وحدت کل، به معناي نفي کثرت اجزا نيست. ارزش بصري و عملکردي يک فضاي شهري، در حفظ وحدت در عين کثرت است، چرا که وحدت بدون کثرت نه تنها به يکنواختي منجر مي شود، بلکه قدرت بيان جزء به عنوان عنصري مستقل را نيز محدود مي کند.

عوامل مؤثر بر وحدت در عين کثرت:

کيفيت کل تابع کيفيت اجزا و ميزان قابليتي است که براي بيان انسجام با يکديگر دارند است. قدرت بيان کل به سه عامل اساسي بستگي دارد: تعداد اجزا، نوع اجزا و رابطه اجزا در قالب يک سيستم نظم دهنده(گروتر،545:1383).

تعداد اجزا:

اجزاي متعلق به يک کل داراي کميتي مشخص هستند. اين کميت طيفي از يک جزء تا توده اي غير قابل شمارش از اجزا را شامل مي شود. تعداد اجزا بر نحوه ادراک فرد از مجموعه تأثير گذار است(گروتر،546:1383 ـ 547).

در صورتي که تعداد اجزاي نما از حدي فراتر رود، احساس استقلال جزء از کل کم تر شده و توده اجزاي نما يا مجموعه نماها بيش تر به عنوان يک کل درک مي شود. بررسي تعداد اجزا را مي توان در تعداد ساختمان ها در يک فضاي شهري و هم چنين تعدادي از اجزاي نماها در ساختمان هاي منفرد بررسي کرد. بر اين اساس، در يک خيابان طولاني با قطعات کم عرض و متعدد، به دليل تعدد ساختمان ها تأمين احساس وحدت آسان تر از خياباني با ساختمان هاي درشت دانه و طول کم است. در خيابان هاي نوع دوم، تفاوت و تمايز نماهاي ساختماني بيش تر قابل درک است.

از سوي ديگر، هنگامي که تنها يک جزء وجود داشته باشد، مجموعه خود به خود واحد خواهد بود. اما يک مجموعه واحد معمولاً در تامين کثرت لازم، يا به عبارت بهتر، تنوع لازم ناتوان است. چنان که ساختمان هاي عريض که بخش قابل توجهي از مسيرها را تعريف مي کنند، باعث يکنواختي مي شوند. براي جلوگيري از بروز وحدت بيش از حد و مخدوش شدن ميزان کثرت مورد نياز، لازم است که کمبود تعداد ساختمان ها، با تعداد اجزاي نماي ساختمان هاي واحد جبران شود.

نوع اجزا:

نوع اجزا بيانگر ويژگي هاي کيفي آنها است که شامل عواملي مانند فرم، اندازه،جنس، رنگ، کاربرد و محتوا خواهد بود (گروتر،546:1383). اين ويژگي ها در کنار يکديگر بيانگر اين موضوع هستند که جزء در ارتباط با ساير اجزا تا چه ميزان مستقل است. درنماهاي شهري، اجزاي نما مانند تناسبات پنجره ها، برجسگي ها و فرورفتگي ها، بازشوها، عناصر تزييني، فرم و شکل کلي بنا، محل ورودي ها، جنس مصالح، پرداخت و بافت نما، الگو هاي سايه اندازي اجزاي نما، مقياس بنا، سبک معماري، فواصل و تخلل نماها و خطوط بام، از جمله عوامل تعيين کننده در نوع اجزا(ساختمان ها) هستند (هدمن و يازوسکي،23:1384).

به هر روي،هنگامي که اجزا از لحاظ نوع، با يکديگر مشابهت داشته باشند، به صورت واحد ادراک مي شوند(لنگ،100:1383). از اين رو، لازم است که در طراحي نماي ساختمان ها به فرم و شکل بازشوهاي ساختمان هاي ديگر توجه شود. رعايت تشابه در شکل، رنگ، جنس مصالح يا تکرار برخي فرم هاي مشابه در جداره ها سبب ايجاد حس وحدت در مجموعه خواهد شد.

سيستم نظم دهنده:

سيستم نظم دهنده بيانگر رابطه ميان اجزاي نما است. اين رابطه را بيش تر مي توان در موقعيت قرارگيري اجزا نسبت به يکديگر پيگيري کرد انواع سيستم نظم دهنده شامل الگوهاي سازماندهي مرکزي ، خطي، شعاعي، شبکه اي و مجموعه اي است(چينگ،189:1386). سيستم نظم دهنده، هم در قالب موقعيت ساختمان ها نسبت به يکديگر و هم با توجه به نحوه آرايش ارکان نماهاي ساختمان ها قابل بررسي است. مجاورت اجزا در کنار يکديگر سبب مي شود که حاصل به عنوان يک کل ادراک شود. در واقع، احساس اين که اجزا حول يک نقطه يا در امتداد يک محور استقرار يافته اند، باعث مي شود که جمع اجزا، تشکيل دهنده يک کل باشد.

حال اگر اين سازماندهي به صورت خطي باشد، حاصل يک خيابان يا هر نوع مسير ديگري است، و اگر به صورت مرکز گرا و حول يک نقطه باشد، مجموعه به صورت يک گره يا ميدان درک مي شود. الگوي مجموعه اي نيز بيش تر در درک شهرک هاي مسکوني يا خدماتي ديده مي شود که اجزا با تنوع خاصي کنار يکديگر قرار مي گيرند.در مجموع، هر يک از سه موضوع تعداد اجزا، نوع اجزا و سيستم نظم دهنده مي تواند در ايجاد احساس وحدت تأثير گذار باشد. اما اين عوامل در تلفيق با يکديگر نيز قابليت تقويت يا تضعيف وحدت را دارند. هنگامي که اجزا ناتمام يا نيمه مستقل هستند، هرچه تعداد آن ها بيش تر باشد، شکل گيري کل آسان تر است.

بالعکس،در مجموعه اجزاي کامل و مستقل، حتي يک جزءمي تواند وحدت مجموعه را به کمال و صراحت بروز دهد. در صورتي که سيستم نظم دهنده پيچيده باشد، تعداد زياد اجزا سبب مي شود که بي نظمي و پيچيدگي کم تر به نظر آمده و و حدت مجموعه با قوت بيش تري بيان شود. اما هنگامي که تعداد اجزا کم باشد، نظم ساده و صريح بيش از هر عامل ديگري سبب احساس وحدت خواهد شد. به همين صورت، اجزاي ناتمام و نيمه مستقل نيز در يک سيستم پيچيده بيش تر و بهتر ادغام مي شوند و اجزاي مستقل در نظمي خشک و ساده بهتر به صورت يک مجموعه واحد درک مي شوند(گروتر،563:1383 ـ567).

 

 

نا هماهنگي و تضاد در هم نشيني نماي مدرن با عناصر تاريخي

هماهنگي و وحدت در نماهاي تاريخي

هماهنگي در اجزا و تفاوت و تنوع در رنگ و سبک معماري، وحدت در عين کثرت

تأثير تعداد اجزا در احساس وحدت

تأثير تعداد اجزا در استقلال هر جزء نسبت به کل

شباهت در نوع اجزا و افزايش احساس وحدت در نما

شباهت در سيستم نظم دهنده به اجزا: تشديد احساس وحدت

امتداد اجزا در جهت خاص و افزايش احساس وحدت

نا هماهنگي و اغتشاش در نماي کنوني ميدان توپخانه، تهران

نظم و ارتباط بصري در نماها، آفرينش وحدت در عين کثرت

تأثير تعداد اجزا در احساس وحدت


1392/5/15

پنجشنبه 06 تير 1398