دو شنبه 07 خرداد 1397
   English     فارسی
ريسک بالاي زلزله بزرگ براي تهران

ترکيب «زلزله با آلودگي هوا» بحراني‌ترين گسل را نمايان کرد:

ابعاد فني زلزله ملارد،‌ تغيير احتمال زلزله بزرگ تهران/ ناتواني مديريت بحران و پشت‌صحنه شايعات لرزه‌اي

زمين‌لرزه چهارشنبه شب غرب استان تهران به شکل «پيش‌لرزه بي‌تدبيري»، در پايتخت ظاهر شد و خطرناک‌ترين گسل کشوري را نمايان کرد.

ابعاد فني زلزله ملارد،‌ تغيير احتمال زلزله بزرگ تهران/ ناتواني مديريت بحران و پشت‌صحنه شايعات لرزه‌ايزمين‌لرزه چهارشنبه شب غرب استان تهران به شکل «پيش‌لرزه بي‌تدبيري»، در پايتخت ظاهر شد و خطرناک‌ترين گسل کشوري را نمايان کرد. گسل «بي‌تدبيري» ناشي از ضعف و ناتواني مديران شهري و مسوولان دولتي، در حوادث آخر هفته قابل رديابي است.

بامداد چهارشنبه، غلظت ذرات معلق در تهران، تحت‌تاثير بي‌عملي مديران مقابل «بحران آلودگي» و غفلت از تجربه‌هاي جهاني حل اين چالش زيست‌محيطي، روند صعودي به خود گرفت و شاخص کيفيت هوا در طول روز وارد «وضعيت قرمز» شد. اما در پي زلزله ساعت ۱۱ و ۲۷ دقيقه همان شب، تحت‌تاثير هجوم بخشي از تهراني‌ها به خيابان‌ها، کيفيت هوا با رسيدن به مرز فراقرمز، غيرقابل تنفس شد تا اينکه، «باد» غروب پنج‌شنبه، به نجات شهر آمد.

طي دو روز گذشته، دغدغه مديران، در جواب دادن به پرسش درباره «نوع زمين‌لرزه ملارد» خلاصه شد؛ در حالي که تهديد بزرگ‌تر، «آسيب‌پذيري شهرها از بي‌تدبيري مديران» است. زلزله ملارد مختصات نگاه به «زلزله بزرگ تهران» و ميزان احتمال آن را تغيير داد. الگوهاي موفق مديريت بحران نشان مي‌دهد در کشورهاي توسعه‌يافته برخلاف ايران که عمده بار مالي ناشي از حوادث بر دوش دولت است، صندوق‌هاي اضطراري، براي تامين مالي پيش از بحران و صندوق‌هاي بيمه براي مديريت مالي پسابحران نقش دارند.

 

پايتخت‌‌‌نشين‌ها در آخر هفته، با معجوني از دو نوع بحران بزرگ شهري، چهره واقعي يک «کلان‌شهر کشنده» را رويت کردند و ۴۸ ساعت نفس‌گير را پشت‌سر گذاشتند.

 

تهران از بامداد چهارشنبه گذشته ابتدا با افزايش آلودگي ناشي از بالارفتن غلظت ذرات معلق سمي در هوا، وارد «وضعيت اضطرار» شد، سپس در ساعات پاياني شب، وقوع زمين‌لرزه ۲/ ۵ ريشتري در غرب استان تهران، جنس تازه‌اي از بحران را بر سر پايتخت مسلط کرد طوري که در نهايت، فرار از خانه و هجوم دسته‌جمعي تهراني‌ها به خيابان‌ها آن هم با خودروي شخصي، آلودگي را تا مرز «فراقرمز» تشديد کرد و همزمان، باعث قفل شدن کوچه‌هاي فرعي و خيابا‌ن‌هاي اصلي شهر شد. ترکيب بحران «اوج آلودگي» و «زلزله شبانه» در تهران -که وقوع هر کدام از آنها به تنهايي، براي فلج کردن يک شهر کفايت مي‌کند- تحت تاثير «بي‌تدبيري» مسوولان شهري و دولتي رقم خورد.

 

معجون تاريخي بحران آخر هفته گذشته تهران نشان داد: پايتخت در تله «نامديران» قرار گرفته و عملا از هدايت برنامه‌ريزان شهري خارج است طوري که «محروميت» اين کلان‌شهر و بالطبع ساير شهرهاي دست‌کم مجموعه شهري تهران از حفاظت و پيشگيري در برابر حوادث و بحران‌هاي غيرمترقبه اما قابل پيش‌بيني و مهار، باعث شده در بزنگاه‌هاي شهري، مردم وحشت‌زده، تنها بمانند و چون از قبل، آموزش‌‌هاي لازم براي نحوه مواجهه با حوادث را نديده‌اند، با رفتارهاي ناگهاني خود، اسباب بروز بحران‌هاي ثانويه را فراهم بياورند. در اين ميان، حرف‌ها و اظهارنظرات برخي نامديران، به جاي آگاهي‌رساني در مسير درست، باعث انحراف ذهني شهروندان ناشي از اعلام آدرس‌هاي غلط درباره زلزله تهران شده است.

 

در ۴ سرفصل شامل ابعاد فني زلزله چهارشنبه شب استان تهران،‌ تغيير در احتمال زلزله بزرگ پايتخت، ناتواني مديريت بحران و همچنين پشت‌صحنه شايعات لرزه‌اي حاکي است: زمين‌لرزه‌ها اگر چه قابل پيش‌بيني نيستند اما مطابق آنچه زلزله‌شناسان داراي سوابق علمي و مطالعاتي مي‌گويند، در همين شهر تهران مشروط به تکميل تعداد ايستگاه‌هاي شتاب‌نگار و پايش‌کننده تغيير شکل و جابه‌جايي‌ها در پوسته زمين، اين امکان مي‌توانست فراهم شود تا با رصد خرد‌لرزه‌ها يا افزايش احتمالي تعداد زلزله‌ها در يک پهنه، علائم قابل اتکا از شروع فعاليت گسل‌هاي اصلي استخراج و در صورت تاييد علامت‌ها، هشدارهاي لازم در سطح محدود يا عمومي اعلام شود. اما در حال حاضر، زلزله‌شناسان به دليل عدم کفايت بودجه‌هاي تحقيقاتي و تجهيزات فني با داده‌هاي لرزه‌اي موجود، از اين امکان محروم هستند.

 

بحران آلودگي هوا در آخر هفته نيز بخش ديگري از تله «نامديران» براي پايتخت را آشکار کرد و نشان داد: در تهران، «باد» بيش از «تدبير»، در شهر، وزن و نيرو دارد. در اوج ناتواني مديران مرتبط با مسائل شهري، زيست محيطي و ترافيکي پايتخت براي اجراي الگوهاي جهاني کنترل ترافيک و آلودگي، طي يک هفته گذشته،‌ تصميمات مقطعي و از سر اجبار مديران در روزهاي پرآلوده نتوانست غلظت آلاينده‌هاي سمي را کاهش دهد اما غروب پنج‌شنبه در فاصله تنها ۵ ساعت، وقوع ناپايداري جوي به شکل «وزش باد» همراه با باران، توانست ۷/ ۸ ميليون نفر پايتخت‌نشين‌ را از شر قاتل معلق نجات دهد و هواي شهر را در بامداد جمعه بعد از ۲۶ روز آلوده و ۴۸ ساعت بحراني، «پاک» کند.

 

بامداد پنج‌شنبه، معجون بحران در تهران، با قفل شدن سطح کوچه و خيابان‌ها از خودرو توسط شهروندان وحشت‌زده از زلزله، کامل شد. مردم تهران بدون کمترين راهنمايي از سوي مديران شهر در لحظه پس از وقوع زلزله، سراسيمه به خيابا‌ن‌ها ريختند و براي پناه بردن به يک فضاي بي‌خطر يا کم‌خطر در برابر تکان‌هاي بعدي، با خودروهاي خود براي ساعت‌ها (تا صبح پنج‌شنبه) در حاشيه بزرگراه‌ها به شکل «روشن درجا» مستقر شدند.

برآورد درست و بجا از فعاليت گسل‌هاي اصلي، تدابير سازنده براي کنترل آلودگي و اطلاع‌رساني موثر حين زلزله، سه عنصر غايب در نظام مديريت و برنامه‌ريزي کلان‌‌شهر تهران محسوب مي‌شود که تبعات نبود آنها، «معجون بحران» در روزهاي پاياني پاييز ۹۶ را براي پايتخت شکل داد.

 

ابعاد فني زلزله چهارشنبه شب

 

چهارشنبه شب گذشته در ساعت ۲۳ و ۲۷ دقيقه،‌ زلزله‌اي به بزرگي ۲/ ۵ ريشتر در غرب استان تهران، پايتخت را به مدت دست کم ۵ ثانيه تکان داد. مرکز لرزه‌نگاري کشور (موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران) موقعيت کانوني اين زمين‌لرزه را «شهرستان ملارد» واقع در غرب استان تهران و حدفاصل ۵۰ کيلومتري تا مرکز کلان‌شهر تهران معرفي کرده است.

در روزهاي اخير، محل وقوع زلزله شبانه ۲/ ۵ ريشتري، به غلط،‌ «کرج» يا «استان البرز» عنوان شد در حالي که اين زمين‌لرزه در ۳ کيلومتري ملارد از توابع «استان تهران» به وقوع پيوسته است. اين نقطه کانوني، با مشکين‌دشت در استان البرز، تنها ۷ کيلومتر و تا شهرستان کرج،‌ ۲۰ کيلومتر فاصله دارد و به‌خاطر همين نزديکي، «لرزش در کرج» با شدت بيشتري احساس شد. عمق زمين‌لرزه در ساعات اوليه زلزله از سوي موسسه ژئوفيزيک ۷ کيلومتر اعلام شد اما عصر جمعه، با بررسي‌هاي تکميلي، فاصله شکستگي تا سطح زمين ۱۵ کيلومتر تشخيص داده شد.

اين زلزله در ۶ استان‌ تهران، البرز، قم، قزوين، مرکزي و گيلان احساس شد. اما بيشترين تکان‌هاي لرزه‌اي در دو استان تهران و البرز با جمعيتي نزديک به ۱۶ ميليون نفر اتفاق افتاد. يک‌چهارم جمعيت ايران تحت تاثير اين زلزله قرار گرفتند. مطابق آنچه تهراني‌ها و کرجي‌ها درباره «ثانيه‌هاي لرزش» روايت مي‌کنند، تکان‌هاي لرزه‌اي در اين زمين‌لرزه، به شکل «عمودي» بوده است. غالب پايتخت‌نشين‌ها از غرش زمين و لرزش به‌عنوان شواهد احساس زمين‌لرزه ياد مي‌کنند و اين موضوع نشان از تکان خوردن زمين به شکل بالا و پايين دارد. زمين‌لرزه‌ها معمولا به‌صورت موج افقي يا عمودي اتفاق مي‌افتد.

 

ساکنان کرج اما «صداي مهيب» درون زمين در آستانه تکان خوردن را به‌عنوان لحظه هولناک زلزله روايت مي‌کنند. اين صدا ناشي از شکستگي و راندگي لايه‌هاي دروني زمين در اثر حرکت (فعاليت) گسل بوده است. مهدي زارع، زلزله‌شناس و استاد تمام پژوهشگاه بين‌المللي زلزله،‌ زلزله ۲/ ۵ ريشتري ملارد را «زلزله متوسط» معرفي کرده است.

پهنه‌اي که زمين‌لرزه چهارشنبه شب تهران در آن روي داد، پرجمعيت‌ترين پهنه‌اي بود که زمين‌لرزه در آن احساس شد. اين درحالي است که در زمين‌لرزه‌هاي مهيب‌تر از نظر بزرگا مانند زلزله کرمانشاه به جهت کمتر بودن تراکم جمعيتي سطح خسارت‌ها نيز به مراتب کمتر است. از اين رو تهران و اطراف آن، مناطق بسيار حساس و خطرپذير در صورت وقوع زمين‌لرزه‌هاي با بزرگاي بيش از ۷ ريشتر يا حتي زمين‌لرزه‌هاي متوسط محسوب مي‌شوند.

تغيير «مختصات نگاه» در زلزله بزرگ تهران

 

به گزارش «دنياي اقتصاد»، يافته‌هاي صاحبان فن در علم زلزله‌شناسي از زلزله چهارشنبه شب ملارد استان تهران مشخص مي‌کند: اين زلزله،‌ «مختصات» نگاه به زلزله بزرگ تهران را تغيير داد. به‌طوري که زلزله در کوه‌هاي البرز نگراني‌ها درباره «وضعيت پايتخت با بروز زلزله بالاي ۷ريشتر» را افزايش داده است. زلزله‌شناسان ايراني که از سال‌هاي گذشته تاکنون همواره يک هشدار دائمي را نسبت به احتمال قريب‌الوقوع زلزله مهيب در شهر تهران خطاب به مردم، مسوولان و همه دست‌اندرکاران مديريت بحران در پايتخت مطرح مي‌کردند، در همان ساعات اوليه بعد از وقوع زمين‌لرزه ۲/ ۵ ريشتري در مرز استان‌هاي البرز و تهران(حوالي ملارد) تحليل‌هاي تازه‌اي را درباره «تغيير برخي احتمالات» و «تقويت درجه احتمال وقوع زمين‌لرزه بزرگ در پايتخت» و همچنين يافته‌هاي تازه‌اي در ارتباط با سطح خطرپذيري شهر تهران مطرح کردند.

 

 

طي همه سال‌هاي اخير، آمار مربوط به زمين‌لرزه‌هاي تاريخي ناشي از فعاليت گسل‌هاي اصلي تهران، احتمال بروز «زلزله بزرگ» در پايتخت را مطرح کرده بود اما اکنون، زلزله‌شناسان معتقدند: احتمال زلزله بالاي ۷ ريشتر در گسل شمال تهران، تحت تاثير تغييرات تنش ناشي از فعاليت گسل ماهدشت- جنوب کرج،‌ افزايش يافته است و از اين منظر، «وضعيت پايتخت» به لحاظ لزوم ايمني و هوشياري، در شرايط خاص قرار دارد.

 

يافته‌هاي مهدي زارع در اين زمينه حاکي است، گسل مسبب زلزله چهارشنبه شب، گسل «ماهدشت-جنوب کرج» بوده است. اين گسل، به مراتب کمتر از ۵۰ کيلومتر طول دارد و توان لرزه‌زايي آن کمتر از ۶ ريشتر است ضمن آنکه اين گسل در ۱۲۰۰ سال گذشته،‌ لرزشي نداشته است اما آنچه درجه خطر را براي پايتخت علامت مي‌دهد آن است که در دو سوي گسل ماهدشت-جنوب کرج، گسل‌هاي «شمال تهران» و «اشتهارد» قرار گرفته‌اند.

گسل «شمال تهران» از مجموعه گسل‌هاي اصلي، داراي سابقه فعاليت با توان لرزه‌زايي بالاي ۷ تا ۵/ ۷ ريشتر محسوب مي‌شود. گسل «شمال تهران» از مناطق ۱ و ۲ و ۵ و ۲۲ عبور مي‌کند و ميزان تلفات و خسارات ناشي از فعاليت آن تا دو برابر گسل «مشاء» برآورد شده است.

زارع درباره اهميت توجه به رخداد زلزله ملارد تاکيد مي‌کند: به رغم آنکه از زمان زلزله ۲/ ۵ ريشتري تا ظهر پنج‌شنبه، نزديک به ۱۵ زلزله خفيف ۳/ ۱ تا ۱/ ۲ ريشتري در ملارد، ماهدشت و صفادشت به ثبت رسيده است اما حتي زلزله‌هاي کوچک بعدي ما را از «عدم احتمال رخداد زلزله بزرگ‌تر» در همين گسل ماهدشت-جنوب کرج، يا «تحريک گسيختگي» در گسل‌هاي مجاور نمي‌تواند مطمئن کند. بر اين اساس،‌ ممکن است اين زمين‌لرزه موجب تحريک گسل‌هاي مجاور در شرق (گسل شمال تهران) يا در غرب (گسل اشتهارد) شود.

 

«ريسک بالاي زلزله بزرگ براي تهران» از بابت پايين بودن سطح آمادگي مردم، مسوولان مديريت بحران و ضعف در ايمن‌سازي زيرساخت‌ها، مورد تاکيد زلزله‌شناسان قرار دارد؛ هر چند طي سال‌هاي اخير با تکرار هشدارها درباره قريب‌الوقوع بودن زلزله مهيب پايتخت موضوعاتي همچون ضرورت ايمن‌سازي و آمادگي‌هاي اوليه و ثانويه براي مقابله با بحران مورد توجه بوده اما زمين‌لرزه چهارشنبه شب نشان داد سطح آمادگي واقعي تهران در برابر زلزله از آنچه پيش از اين تصور مي‌شد هم پايين‌تر است.

مهدي زارع، گفت: زلزله اخير شهر تهران نشان داد بايد برنامه و نقشه آمادگي براي زلزله تغيير کند؛ خطر زلزله براي شهر تهران با وقوع اين زمين‌لرزه نزديک‌تر و بيشتر شده است. اين درحالي است که هم‌اکنون مهم‌ترين دغدغه براي شهر تهران از بابت خطر وقوع زمين‌لرزه مهيب، «معرضيت بالاي جمعيت در برابر خطر» و سطح نازل آمادگي است.

 

زارع همچنين درباره تغيير ميزان احتمال زمين‌لرزه بزرگ در تهران در پي زلزله ملارد به «دنياي اقتصاد» گفت: زلزله چهارشنبه ملارد، مي‌تواند باعث تغييرات افزايشي تنش در پهنه لرزه‌اي دربرگيرنده گسل‌هاي شمال و اشتهارد شده باشد به اين معنا که تعادل تنش در منطقه به هم خورده باشد.

در اين وضعيت، هر کدام از دو گسل مجاور که «آماده رفتن» يا «آماده فعاليت و حرکت» باشد، شکستگي ناشي از آن مي‌تواند زلزله بزرگ را رقم بزند. به گزارش «دنياي اقتصاد»، زلزله‌هاي زنجيره‌اي بعد از زمين‌لرزه ۲۱ آبان ماه در سرپل ذهاب که آخر هفته گذشته با شدت کمتر به تهران سرايت کرد، سناريوهايي درباره زلزله بزرگ پايتخت به‌وجود آورده است.

اخيرا زلزله‌شناسان با مشاهده شرايط جديد از پايان دوره آرامش زمين در پهنه‌هاي لرزه‌خيز ايران خبر دادند. در اين ميان، يک مطالعه آمريکايي نيز شروع دوره «تشديد زلزله‌هاي بالاي ۷ ريشتر از اوايل ۲۰۱۸ به مدت ۵ سال» را پيش‌بيني کرده است. تحقيقات زارع،‌ زلزله‌شناس ايراني در اين زمينه نشان مي‌دهد:‌ طي ۳۵ روز گذشته تعداد زمين‌لرزه‌ها بيش از حد انتظار افزايش يافته است. در اين مدت، ۱۲۰ زلزله بالاي ۴ ريشتر در ايران اتفاق افتاده در حالي که با سوابق تاريخي لرزه‌اي، انتظار وقوع ۲۰۰ تا ۲۵۰ زلزله با بزرگاي بيش از ۴ ريشتر در سال وجود دارد.

زارع در مواجهه با اين افزايش زمين‌لرزه‌ها،‌ براي پاسخ دادن به اين پرسش که «آيا احتمال رخداد زلزله‌هاي بزرگ افزايش يافته است؟» به مدل‌هاي جهاني مطالعه زمين‌لرزه‌ها براي محاسبه احتمالات زلزله‌هاي بعدي اشاره مي‌کند. بعد از زلزله هفت سپتامبر ٢٠١٧ با بزرگاي ۲/ ۸ ريشتر و زلزله ١٩ سپتامبر ٢٠١٧ با بزرگاي ۲/ ۷ در مکزيک، دکتر «راس استين»، پژوهشگر معتبر عرصه خطر زلزله در ايالات متحده، احتمال رخداد يک زمين‌لرزه با بزرگاي بيش از هفت ريشتر در مکزيک در ماه‌هاي سال ٢٠١٨ را دو برابر برآورد سابق محاسبه و اعلام کرد (از ٢٥ درصد به ٥٥ درصد افزايش يافته است). چنين تغييراتي بعد از هر زلزله مهمي در ژاپن نيز بررسي مي‌شود.

بنابراين براساس بررسي‌هاي آماري مي‌توان نشان داد که احتمال رخداد زمين‌لرزه با بزرگاي هفت در دهه پيش‌رو- از ٢٠١٧ تا ٢٠٢٧ - ۲ تا ۳ برابر سه دهه قبل از ٢٠١٧ است به نحوي که احتمال زلزله با بزرگاي بيش از هفت در قطعه گسله‌هاي فعال که در آنها «نبود لرزه‌اي» قابل مشاهده است، از ٢٠ تا ٣٠ درصد به ٦٠ تا ٧٠درصد افزايش يافته است.

 

زارع در اين باره تاکيد مي‌کند، چنين مطالعه آماري از سوي او براي داده‌هاي لرزه‌اي منطقه سرپل ذهاب تا قبل از زلزله ۲۱ آبان انجام شده بود. در همين باره، پيش‌تر (در سال ۹۲) يک بررسي از سوي يک زلزله‌شناس -جميله واشقاني- درباره فعاليت‌هاي گسل‌هاي تهران از روي داده‌هاي لرزه‌اي و زمين‌ساختي سال‌هاي ۷۵ تا ۸۹ انجام شده بود که نتايج آن مشخص مي‌کند: گسل هاي ايوانکي، کهريزک، مشاء و شمال تهران، گسل هايي با پتانسيل بالاي فعاليت شناخته مي‌شوند که بر اين اساس، پيش بيني احتمال رخداد زلزله اي با بزرگاي ۷ تا ۵/ ۷ ريشتر در گستره تهران منطقي به نظر مي رسد.

ناتواني «نامديران» در مديريت بحران تهران

 

زلزله چهارشنبه شب نشان داد، عوامل مديريت بحران براي «مديريت تهران هنگام زلزله»، ناتوان هستند. ۶ مولفه (واقعيت) در حادثه زلزله چهارشنبه شب، ابعاد اين ناتواني ناشي از حضور نامديران در شهر را به خوبي مشخص مي‌کند. اولين و شايد مهم‌ترين مولفه «ناتواني» در مديريت بحران ناشي از زلزله، به «افتتاح و راه‌اندازي تزئيني سيستم هشدار سريع زلزله» در پايتخت مربوط است. تيرماه امسال،‌ «سيستم هشدار سريع زلزله» بعد از پروسه دست کم ۴ ساله طراحي، راه‌اندازي و نصب آن در اطراف يکي از گسل‌هاي اصلي تهران، از سوي مسوولان مورد افتتاح و بهره‌برداري قرار گرفت.

اما اين سيستم فعلا فقط روي گسل مشاء در شرق استان تهران نصب شده است ضمن آنکه، حلقه چهارم تجهيزات تکميل‌کننده اين سيستم که «آژير هشدار عمومي از طريق مخابره پيام زلزله در ثانيه‌هاي قبل از وقوع از طريق پيامک يا راديو و تلويزيون» است هنوز راه‌اندازي نشده است. به اين ترتيب، اگر چه تهران با کمک‌هاي فني و آموزشي جايکا (آژانس همکاري‌هاي بين‌المللي ژاپن) به سيستم هشدار سريع مجهز شده اما اين تجهيزات، فعلا قابل استفاده نيست.

مسوولان مربوطه مي‌گويند براي آنکه زلزله تهران قبل از وقوع، از طريق اين سيستم، در قالب «هشدار»، اعلام عمومي شود بايد مصوبات مربوطه از طريق دستگاه‌هاي دولتي اخذ شود! در حال حاضر گسل شمال تهران که با شرايط فعلي داراي درجه خطر بيشتري نسبت به گسل مشاء است، به سيستم هشدار سريع مجهز نيست. در ژاپن، سال‌هاست سيستم هشدار سريع حوادث غيرمترقبه، عمل مي‌کند و در برخي زلزله‌هاي بزرگ توانسته مانع تلفات گسترده انساني شود. در تهران، نه تنها اين سيستم فعال نيست که تعداد ايستگاه‌هاي شتاب‌نگار نيز بايد دست کم ۵۰ ايستگاه باشد که تعداد آنها فعلا کمتر از نصف است.

 

عوامل مديريت بحران شهر تهران در لحظه‌هاي اوليه بروز زلزله ملارد، نتوانستند نبض اوضاع و هدايت جو رواني و واکنش‌هاي ناگهاني مردم را به دست بگيرند. علاوه بر اين، تا کنون گزارش فني و دقيق از طرف عوامل مديريت بحران درباره ابعاد زلزله و جزئيات آنکه بتواند به ابهامات عمومي پاسخ قانع‌کننده بدهد، منتشر يا اعلام نشده است.

 

در ساعات اوليه پس از زلزله، برخي مسوولان و مديران مرتبط با بحران و زلزله در پايتخت، نظرات ضد و نقيضي درباره جنس زلزله ۲/ ۵‌ريشتري اعلام کردند که اين موضوع بر ابهامات عمومي و بحران ثانويه افزود. هنوز به‌صورت دقيق مشخص نيست که زلزله چهارشنبه، زلزله اصلي بوده يا يک پيش‌لرزه به حساب مي‌آيد. در زلزله سرپل ذهاب، حدود نيم‌ساعت قبل از زلزله اصلي ۳/ ۷ ريشتري، دو پيش‌لرزه حدود ۴ ريشتري به وقوع پيوست. پايتخت‌نشين‌ها چهارشنبه شب به‌عنوان يک خواسته طبيعي از مديران شهر انتظار داشتند دست‌کم، جنس زلزله شبانه را مشخص کنند.

 

 

مولفه ديگر ناتواني «نامديران» در کنترل بحران پس از زلزله، «تاخير در تصميم‌گيري» بود. مردم تهران در دقايق اوليه پس از زلزله، از بابت خلأ راهنما براي چگونگي مواجهه با اين رخداد، تنها بودند و به دنبال آن، شايعات بر جو رواني مسلط شد. در اين ميان، مردم تهران به‌خاطر ضعف فاکتورهاي ايمني و امنيت رواني ناشي از عدم مديريت صحيح در شهر، مجبور شدند تا صبح در خيابان‌ها اقامت کنند. برخي مسوولان شهر، اين «ناتواني» را به صراحت تاييد کردند.

احمد مسجدجامعي قديمي‌ترين (باسابقه‌ترين) عضو شوراي شهر پنجم اعلام کرد: «تهران آماده زلزله نبود و مشخص شد مردم و مسوولان مهارت مواجهه با زلزله را ندارند. نابساماني و آشفتگي بعد از زلزله‌اي که کانون آن ۵۰ کيلومتر دورتر از تهران بود و هيچ خسارتي هم به بار نداشت، توانست سيستم‌هاي ارتباطي تهران را مختل کند. در اين زلزله ۹۷ نفر مصدوم شدند که اکثرا هنگام فرار دچار شکستگي دست و پا شدند. از طرفي، ده‌ها هزار خودرو تا صبح روشن بودند و طي ۱۲ ساعت منتهي به ظهر پنج‌شنبه، معادل ۲۴ ساعت، در تهران‌ بنزين سوخته شد». شهردار تهران نيز يک روز بعد از زلزله ملارد اعلام کرد: آمادگي تهران بيش از آن چيزي که هست بايد افزايش يابد.

 

عوامل مديريت بحران در ساعات پس از زلزله حتي در اعلام نشاني سوله‌هاي اسکان‌موقت، موفق عمل نکردند. در فضاي مجازي، آدرس کمتر از ۶۰ سوله بحران شهر تهران اعلام شد در حالي‌که گفته مي‌شود ۱۱۰ سوله اسکان عمومي مختص حوادث غيرمترقبه در تهران وجود دارد. بر اساس آدرس‌هاي اعلام شده، سه منطقه ۳، ۷ و ۱۲ فاقد سوله هستند. در تهران، طبق گفته مسوولان مديريت بحران، ۸۶ دستگاه يا سازمان يا نهاد، در ستاد مديريت بحران شهر عضو هستند و نقش دارند اما براي هدايت و يکپارچه‌سازي چند صد بازيگر و نقش‌هاي پراکنده در اين حوزه، نيروي واحدي وجود ندارد. اين در حالي است که در دنيا، اين چالش براي کلان‌شهرها، سال‌هاست با مديريت يکپارچه، حل شده است.

سناريوهاي زلزله تهران

 

از شايعات و پرسش‌هايي که طي دو روز گذشته از زلزله غرب استان تهران درباره «زلزله بزرگ پايتخت» شکل گرفت، حاکي است: دو فرضيه درباره رابطه زلزله ملارد با زلزله بزرگ تهران در فضاي مجازي توسط برخي افراد مطرح شده است. يک فرضيه که با واکنش زلزله‌شناسان مطرح، روبه‌رو شده است بر «تخليه انرژي زمين در اثر زلزله‌هاي بعد از زمين‌لرزه ۲/ ۵ ريشتري» تاکيد دارد که بر اساس آن، برخي افراد مدعي شده‌اند اولا زلزله ملارد قابل پيش‌بيني بود و ثانيا خطر زلزله بزرگ کاهش پيدا کرده است.

تا ظهر پنج‌شنبه، نزديک به ۱۵ زلزله خفيف ۳/ ۱ تا ۱/ ۲ ريشتري در ملارد، ماهدشت و صفادشت به ثبت رسيد. فرضيه دوم، «زلزله ۲/ ۵ ريشتري ملارد را پيش‌لرزه» معرفي مي‌کند که بر اساس آن، اين ادعا وجود دارد که زلزله اصلي براي ساعات آينده، در راه است. اما بررسي‌هاي اوليه زلزله‌شناسان در اين‌باره، يک سناريوي سوم که به مراتب،‌ قابل استنادتر از دو سناريوي ضعيف مطرح شده است را تشريح مي‌کند.

 

اين سناريو که با استناد به مطالعات علمي مطرح است، مي‌گويد: گسل ماهدشت- جنوب کرج، تاکنون زلزله شناخته‌شده قبلي نداشته است و هر ادعايي مبني بر اطلاع از زلزله قبلي آن نشان از عدم اطلاع از گسل مسبب دارد، بر اين اساس پيش‌بيني و اعلام اطلاع از «عدم رخداد بعدي» هر دو بي‌معني و غيرعلمي است.

 

زارع درباره سناريوي سوم تصريح مي‌کند: «تنها برآوردي که در اين ارتباط مي‌توان ارائه کرد، افزايش احتمال بروز زلزله بالاي ۷ ريشتر در تهران است. اين بررسي‌ها البته برآورد دست‌اول است و بديهي است که با پايش‌هاي دقيق تغييرشکل بر پايه لغزش و جابه‌جايي در پوسته با ميکروژئودزي، ارزيابي تغييرات تنش در لايه‌هاي سطحي و همچنين واردکردن داده‌هاي دقيق ديرينه‌ لرزه‌شناسي و تحليل چنين داده‌هاي علمي‌اي در کنار مطالعه احتمالي آمار لرزه‌خيزي و ارزيابي احتمالي خطر زلزله، مي‌توان دريافت که اولا در کدام محل‌ها، بايد کانديداهاي اصلي براي رخداد زمين‌لرزه‌هاي با بزرگاي هفت ريشتري را جست‌وجو کنيم و در ثاني در هر محل ميزان احتمال رخداد لرزه‌اي يا آزادشدن تنش به‌صورت خزش و خمش (بي‌لرزه) چقدر است. دست آخر بايد تاکيد کنم که بايد خود را براي رويدادهاي زمين‌لرزه‌هاي با بزرگاي هفت که نوبت‌هاي بعدي در نزديکي شهرهاي پرجمعيت ما مي‌توانند رخ دهند، آماده کنيم.»

رديابي تشديد آلودگي با ضعف مديريتي

 

دنياي اقتصاد: پايتخت‌نشينان با پشت سر گذاشتن آلوده‌ترين 48 ساعت پياپي در سال جاري، از بامداد چهارشنبه تا بامداد جمعه در وضعيت «ناسالم» به سر بردند و همزماني افزايش سفرهاي درون‌شهري ناشي از وقوع زلزله سبب شد شاخص کيفيت هوا نتواند دو شبانه‌روز ايستگاه‌هاي قرمز را ترک کند.

 

ارزيابي شاخص کيفيت هواي شهر تهران حاکي از اين است که ميانگين شاخص ايستگا‌ه‌هاي سنجش آلودگي از بامداد و اولين دقايق روز چهارشنبه تا حدود ساعت ۱۹ روز جمعه در شرايط ناسالم براي عموم جامعه قرار داشت و پس از آن روند کاهشي اين شاخص آغاز شد. در اين بين نگاهي به نمودارهاي شاخص کيفيت هوا در هر ساعت از شبانه‌روز حاکي از ارتباط معنادار وقوع زلزله با تشديد آلودگي هوا در بامداد پنج‌شنبه است.

شاخص کيفيت هواي تهران که در تمام روز چهارشنبه با مقدار بيش از ۱۵۰ واحد در وضعيت «اضطرار» قرار داشت، بلافاصله پس از زلزله تحت تاثير ترافيک ناشي از خروج شهروندان خودروسوار از خانه‌ها به مقصد مکاني امن به دور از ساختمان‌هاي شهر رو به افزايش گذاشت. هجوم خودروها به معابر شاخص کيفيت هوا را از ساعت ۲ بامداد پنج شنبه يعني حدود دو ساعت پس از زلزله صعودي کرد. اين شاخص همچنين در مرحله دوم از ساعت ۴ بامداد با تشديد خارج از انتظار روبه‌رو شد و کيفيت هوا به بدترين وضعيت خود در آخرين روز پاييز رسيد، به نحوي که شاخص ميانگين در ساعت هفت صبح به ۱۸۷ واحد نيز رسيد و شرايط براي تنفس پايتخت‌نشينان بحراني شد.

 

صعود غلظت آلاينده‌ها همزمان با هجوم خودروها به معابر از ترس لرزه‌هاي احتمالي زمين پس از زلزله ۲/ ۵ ريشتري را مي‌توان بيش از هر چيز به ضعف مديريتي بحران نسبت داد. در وهله اول عدم ارائه آموزش کافي به شهروندان بابت رفتار صحيح در هنگام وقوع زلزله موجب شد عده زيادي از شهروندان با خودروها به بزرگراه‌ها هجوم بياورند و بخش وسيعي از خودروهايي که هر شب در حال توقف بودند، تا بامداد روشن بمانند.

 

در صورتي که مديران بحران با ارائه اطلاعات صحيح و بهنگام به شهروندان، مانع خيابان‌گردي غيرضروري شهروندان شده بودند، کيفيت هواي تهران مي‌توانست به شکل ديگري رقم بخورد و شاخص زودتر از وضعيت قرمز خارج شود. بررسي نقشه‌هاي ترافيکي نيز تاييد مي‌کند در بامداد پنج‌شنبه همان‌گونه که انتظار مي‌رفت معابر پايتخت کاملا خلوت بوده است اما از يک ساعت پس از زلزله حجم ترافيک به شکل ناگهاني افزايش يافته و اغلب بزرگراه‌ها با حجم بالاي خودروهاي عبوري روبه‌رو شدند.

 

سوء مديريت ديگر مديران شهري که موجب شد آخرين تعطيلات پاييزي تهران به آلوده‌ترين ايام سال تبديل شود، عدم تدبير براي کاهش آلودگي هوا پيش از ماجراي وقوع زلزله است. تدابير کميته اضطرار آلودگي هوا براي مهار آلودگي به تصميماتي از قبيل اجراي سراسري طرح زوج و فرد و تعطيلي مدارس منحصر شد، در حالي که اين امکان وجود داشت که پايتخت‌نشينان پس از اجبار به تنفس هواي آلوده به مدت يک هفته پياپي، با تدابير موثرتر و البته به موقع از سوي مديران تصميم‌گير، ناگزير به تحمل آلوده‌ترين روز سال نباشند. تدابيري همچون تعطيلي به موقع کارمندان و مدارس به‌صورت همزمان به منظور ايجاد فرصت خروج از شهر در پايان هفته مي‌توانست به مراتب موثرتر از ايده‌هاي کم‌اثر و موقتي همچون اجراي سراسري طرح زوج و فرد باشد.

 

شاخص کيفيت هواي شهر تهران سرانجام در بامداد روز جمعه به برکت وزش باد موثر با سرعت ۹ متر بر ثانيه و بارش چند ساعته آسمان در يلدا، با کاهش چشمگير روبه‌رو شد و براي مدت دو ساعت هواي پاک به تهراني‌ها هديه کرد. هر چند اين وضعيت نيز پايدار نبود و عصر ديروز هوا براي گروه‌هاي حساس دوباره ناسالم شد.

 

 

منبع: دنياي اقتصاد

 


1396/10/3

دزدي افکار= عقيم شدن فکر


ظرفيت محدود

زمان و مکان به اطلاع علاقمندان خواهد رسيد

                logo-samandehi
                آمار ماهانه: بازدید این صفحه: 20626 مرتبه نمایش این صفحه: 21272 مرتبه