جمعه 27 مهر 1397
   English     فارسی
شهر کارگاه نيست. شهر يک سازمان اجتماعي است

عباس آخوندي؛ وزير راه و شهرسازي

شهردار تهران

وزير راه و شهرسازي طي يادداشتي تحت‌عنوان شهردار تهران به اهميت و تاثير انتخاب شهردار يک شهر با نگاه ملي به آينده توسعه شهري در ايران پرداخت. شهردار تهران

متن يادداشت وزير راه و شهرسازي تحت عنوان شهردار تهران به شرح زير است:

انتخاب شهردار تهران موضوعي است که مدتي است نقل محفل‌هاست. در تهران، اين انتخاب فراتر از تعيين يک شهردار براي يک شهر است چرا که اين انتخاب در تنظيم نگاهي ملي به آينده توسعه‌ي شهري در ايران تاثير فراواني دارد. بنابراين، سؤال بنيادين اين است که انتظار داريم شهردار چه مساله‌اي را حل کند؟ و يا بهتر بگوييم شهردار در کنار شوراي شهر و در هماهنگي با دولت مرکزي چه مساله‌اي را مي‌خواند حل کنند؟

قاعدتا اين انتخاب بايد معطوف به پاسخ به اين سؤال بايد باشد. تهران همانند ساير کلان‌شهرهاي ايران دچار دو چالش بنيادين؛ زيست‌پذيري شهري و جابجايي و حرکت در شهر است. عملا، انگاره غالب در مديريت شهري در ايران فداکردن زيست‌پذيري شهري براي تامين سهولت امکان حرکت خودرو از مجراي شهرفروشي و آينده‌ي شهر بوده‌است. شگفت آنکه آنچه در اين رهگذر مهم نبوده‌است، کيفيت زيست شهروند و حرکت پياده‌ است.

سال گذشته که داستان انتخاب شهردار تهران در دستور کار شوراي منتخب بود، تعدادي از اعضاي شورا با من ملاقات داشتند و در اين باره مشورت کردند. من به دوستان گفتم از شهردارتان چه مي‌خواهيد؟ در ابتدا از شدت وضوح و سادگي اين سؤال موجب جاخوردن دوستان شد. بلا فاصله به دوستان گفتم بيش از ۳۰ سال است که به همين سؤال ساده پاسخ داده نشده‌است.

اگر شهر تبديل به جنگل ساختماني و بي‌هويت شده، اگر تمام خاطرات مردم شهر و بافت‌هاي با ارزش آن ويران شده، اگر باغ‌‌هاي شهر نابود شده، اگر از شدت آلودگي شهر دچار تنگي نفس شده، اگر سرعت حرکت ماشين در ساعات اوج در آزادراه‌ها و بزرگ‌راه‌هاي شهري به کمتر از ۷ کيلومتر در ساعت رسيده و اگر در عمل عابران پياده به ويژه زنان، کودکان، سالخوردگان و معلولان حقي بر شهر ندارند، اگر اسکان غيررسمي برابر با ۵۰% اسکان رسمي شده و مشکلات ساختاري ديگر همه‌ي اين‌ها به‌دليل پاسخ ندادن به همين سؤال بسيار ساده ‌است. نشان آن هم نوع شهرداراني است که تا کنون انتخاب شده‌اند.

انتظار از شهردار به تلقي ما از شهر باز مي‌گردد. يک وقت است که ما شهر را يک سازمان اجتماعي که کوچکترين سلول تشکيل‌دهنده‌ي آن شهروندان هستند قلمداد مي‌کنيم و کالبد شهر را ظرفي براي تامين امنيت، ايمني، رفاه، سرزندگي و مبادلات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي مردم مي‌دانيم، در اين صورت در پي شهرداري که شهر و روح شهر را بفهمد و از توسعه‌ي شهري تلقي ارتقاي کيفيت زندگي داشته باشد، خواهيم رفت. در مقابل، ديدگاهي وجود دارد که شهر را يک بافت کالبدي مي‌داند و برترين تصويري که براي مديريت شهرداري ارائه مي‌نمايد، يک کارگاه بزرگ عمراني است، در اين صورت شهردار بايد يک مدير پرژه‌ي عمراني باشد.

اينک که شورا يکبار ديگر مي‌خواهد اقدام به انتخاب شهردار کند، شايسته است که از خود بپرسد از شهردار چه مي‌خواهد و براي خودش چه نقشي قائل است. من به عنوان وزير راه و شهرسازي و مسؤول سياست‌گذاري توسعه شهري در ايران خواسته‌هاي مشخصي دارم. من اول مي‌خواهم شهردار، تهران را تهران کند. البته اين کار سخت و درازمدت است و در پاره‌اي از موارد هم بازگشت به اصالت تهران غير ممکن. ليکن، با اين وجود کارهاي زيادي مي‌توان انجام داد. خيلي مهم است که شهردار يک تصويري از هويت شهر تهران داشته باشد. شهر را بفهمد.

حسي هم از روح شهر داشته باشد. و برنامه بازآفريني شهر تهران را در مفهوم کامل خود در دستور کار خود قرار دهد. در کنار محيط فرهنگي و اجتماعي شهر تهران قاعدتا شهردار بايد توجهي هم به محيط طبيعي تهران داشته باشد. اين شهر يک باغ‌شهر بوده که بخش وسيعي از باغ‌هاي آن ويران شده‌است. فضاهاي باغي باقيمانده و يا پادگان‌هاي درون شهر تنها نفس‌کش‌هاي تهران هستند.

بجاي هزينه ميليارد دلاري ساخت پل صدر مي‌شد، تمام باغ‌هاي پيراموني کن، بجز فضاي سکونت‌گاهي آنان و يا بخش وسيعي از پادگان‌ها خريداري و تبديل به پارک‌هاي عمومي مي‌شد. تا اين فضاها هم از مخاطره بورس‌بازان زمين خارج و هم حق مردم و مالکان به آنها داده مي‌شد. پيشنهاد من ملي‌کردن باغ‌هاي باقيمانده و پادگان‌هاي تهران با حفظ حقوق مالکان آنهاست. البته دولت بايد در اين ارتباط به کمک شهرداري بيايد. دوم اينکه شهر حتما نياز به عمران و آباداني دارد ليکن، شهر کارگاه نيست. شهر يک سازمان اجتماعي است.

بنابراين، شهردار بايد حق مردم به شهر را تامين کند. اولين حق شهروندان، حاکميت قانون، انضباط شهري و دسترسي آزاد به اطلاعات است. شهردار قانون فروش اگر از هر پنجه‌اش هنر ببارد به‌کار شهر نمي‌آيد. فساد در زير چتر اتخاذ تصميم سريع و انقلابي، بنام خدمت به مردم و بي‌اعتنايي به قانون نهفته‌است. شهردار تهران بايد برنامه‌ي روشني براي مبارزه با فساد و ايجاد شفافيت اطلاعاتي داشته باشد.

سوم خواسته من از شهردار اين است که به شهروندان، سلامتشان، کيفيت زندگي‌شان و حقوقشان بيش از ساختمان‌ها اهميت دهد. شهروندان بايد ديده شوند و حرفشان شنيده شود. اين يک شعار نيست، شهرداري که اين کار را بخواهد انجام دهد بايد ايجاد فضاهاي عمومي براي زندگي جمعي مردم و جوانان را در اولويت قرار دهد. زنان، مردان، جوانان، دختران و پسران نهايتا جايي براي زندگي اجتماعي و تجربه‌ي اجتماعي، اعم از فرهنگي، هنري، شادي، بازي، خريد، تفريح، سينما، نماز، عزاداري، گفت‌وگو و... مي‌خواهند.

اين تصور که همه چيز را مي‌توان در مراکز تجاري مجلل و يا بنجل خلاصه کرد بدترين تصور است. نهايتا از اين مراکز شادماني و حس رضايت بر نمي‌آيد. بلکه برعکس پرسه و بي‌هدفي حاصل آن است. شهر نيازمند فضاهاي عمومي‌است که مردم به آنها حس تعلق داشته باشند و با آنها خود را معرفي کنند. جايي که در آنها خانواده‌ها به ويژه زنان و دختران احساس ايمني کنند.

چهارم شهردار بايد باور داشته باشد که شهرداري نهاد حکمروايي شهري است و نه ابزار اعمال اراده‌ي سوداگران. به نظر مي‌رسد در يکي دو دهه‌ي گذشته اين سوداگران بودند که شهر را برنامه‌‌ريزي و مديريت مي‌کنند. شهرداران در عمل مجري خواسته‌هاي سوداگرانه و زودگذر آنان بودند و اين شد تهران که ديگر تهران نيست. پنجم آنکه شهري که در آن نمي‌شود نفس کشيد بجاي اجراي پل‌هاي متعدد در آن بايد به فکر توسعه‌ي حمل‌ونقل عمومي ريل‌پايه بود.

حال اين مي‌تواند توسعه مترو باشد و يا ريل سبک مانند تراموا. قاعدتا در بخش حمل و نقل خودرو محور نيز حمل‌ونقل اتوبوس‌هاي عمومي بايد اولويت داشته‌باشد. ششم شهري که هر روز بيش از پانصد هزار خودرو وارد آن مي‌شود و از آن خارج مي‌گردد نيازمند مديريت يک‌پارچه مرکز-حومه از جمله حمل‌ونقل يکپارچه درون‌شهري و حومه‌اي است.

در چنين شهري زندگي حومه‌نشينان مستقل از مرکز نيست. شهردار تهران بايد فهم روشني از مجموعه‌ي شهري تهران؛ يعني نحوه‌ي زندگي حدود نه ميليون ساکن تهران و ۴.۵ ميليون ساکن پيرامونِ آن و تاثير و تاثر اين سکونت‌گاه‌ها بر يکديگر داشته باشد. شهر طبقاتي موجود تهران که دقيقا به محله‌هاي فقيرنشين و غني نشين تقسيم شده، محصول بي‌توجهي به همين مطلب است. شهردار و شوراي شهر تهران بايد نگران بي‌عدالتي شهري که در تهران موج مي‌زند باشند.

هفتم توسعه در اين شهر بايد مبتني بر توسعه‌ي حمل‌ونقل عمومي با تاکيد بر ريل (TOD) باشد. به عبارت ديگر توسعه‌ي شهر بايد ريل‌پايه باشد تا در آن هواي پاک، سلامت، ارزاني، ايمني و شادي و رضايتمندي عمومي قابل استحصال باشد. هشتم آنکه امکان انتقال مراکز لجستيکي، انبارها و خدماتي از اين دست به بيرون شهر وجود دارد.

با اين اقدام هم مي‌توان ورود ترابري سنگين به شهر را کاهش داد و هم با استفاده از اراضي‌اي که از اين رهگذر آزاد مي‌شوند سطوح خدماتي شهر را که تهران از فقر آن در رنج است تامين کرد. نهم نهايتا هزينه شهر از جيب مردم پرداخت مي‌شود. شهردار بايد شهر را اقتصادي اداره کند. از يک طرف بايد هزينه شهرداري را تا حد ممکن کاهش دهد و از طرف ديگر هر که بامش بيش برفش بيشتر.

گفته مي‌شود که تعداد کارکنان شهرداري چندين برابر سازمان مصوب آن مي‌باشد. قاعدتا بايد چاره‌اي براي اين موضوع داشت. در همين ارتباط، شهردار وظيفه‌ي ارتقاي دانش بدنه‌ي مديريتي شهرداري و ظرفيت‌سازي در حوزه‌ي منابع انساني براي پذيرش ماموريت‌ها توسط نسل جوان است. دهم آنکه شهر تهران در برابر سوانح به ويژه زلزله آسيب‌پذير است. بحث داشتن انديشه‌اي براي مديريت بحران در کلان‌شهر تهران غير قابل فراموشي است.

البته مي‌توان به اين سياهه افزود. ليکن به هر‌روي، من به عنوان وزير راه‌وشهرسازي از شهردار آينده‌ي تهران مشروط بر آن‌که اين فهم را از شهر داشته باشد و نخواهد شهرفروشي کند و اين سياست‌ها را پياده کند حمايت خواهم کرد. باميد اينکه شاهد اصلاح مسير مديريت شهرداري به جاده اصلي و افتادن بر روي ريل درست باشيم.

 


1397/2/22

  • شايعاتي مبني بر اختلال ناظران مطرح شده که صحت ندارد و در مراجع قضايي تحت پيگيري است
  • گزارش مشروح پس از قطعي شدن به استحضار خواهد رسيد

    دزدي افکار= عقيم شدن فکر


    logo-samandehi